طبق مطالعاتی که در این زمینه انجام شده فرضیه بر این است که بعضی از
بچه ها و نوجوانان بخاطر عدم توجه و یا بی مهری ها و ستم های وارد آمده،
برای خود دنیایی خیالی و ذهنی می سازند که لااقل از آن دنیای خیالی، خود
مورد توجه قرار بگیرند.
این نوع افراد اگر هم معلومات و یا کالایی برای
عرضه داشته باشند، تظاهر به آن و یا به رخ کشیدن این کالا به این و آن، حق
اولویت را بر خود کالا بوجود می آورد. این پدیده را می توان در موارد
مالی، اجتماعی، فرهنگی و غیره مشاهده کرد.
اغلب خود شیفتگان در پی
معالجه نیستند، چون باور ندارند که بیمار هستند. آنها تصور می کنند که
افرادی استثنایی هستند که هیچگونه نیازی به کمک و درمان ندارند.
بعضی از پژوهشگران معتقدند که خود شیفتگی زائیده ی خود شیفتگی است، به دیگر سخن از نسلی به نسل دیگر منتقل می شود.
افرادی
که با انسانهای خودشیفته رابطه تنگاتنگ دارندباید توجه کنند که اگر از طرف
این افراد مورد ملامت و یا عیب و ایرادگیری قرار بگیرند، نباید به آن
اهمیت زیادی بدهند. این عیب گیری ها و سرزنش ها مربوط به جهان بینی و
دیدگاه های خاص این خود شیفتگان است. یک زن و شوهر جوان خانه خود را عوض
کرده بودند. یک روز خانم خانه که از پشت پنجره اطاق خود منزل همسایه را
مشاهده می کرد، به همسرش گفت: «نمی دانم چرا لباسهای این همسایه که روی
بند آویزان شده اینقدر کثیف است، انگار او این لباسها را با آب کثیف شست و
شو می کند.
هر بار که این خانم از پشت پنجره این لباسهای همسایه را می
دید این مسئله را با شوهر در میان می گذاشت. یک روز صبح که خانم طبق
معمول به طرف پنجره رفته بود تا لباسهای همسایه را مشاهده کند، با تعجب و
خوشحالی به همسرش گفت: «بالاخره انگار صدای نق زدن های من به گوش همسایه
اثر کرد، امروز لباسهایش بسیار تمیز است.»
شوهرش لبخندی به لب زد و گفت: «عزیزم لباسهای او همان لباسهاست، من امروز پنجره ی اطاقمان را شُستم.»
خود
شیفتگان به خاطر عدم شست و شوی پنجره ی دیدگاه خودشان همه چیز دیگران را
تیره و تار می بینند. آنها برای پر کردن خلاء اعتماد به نفس خود تمام
تلاش و کوشش خود را می کنند تا به دیگران بقبولانند که چقدر مهم هستند.
طبق
پژوهش های روانشناسان، امکان عوض کردن انسانهای خود شیفته کار ساده و
آسانی نیست. همانند جریان آب رودخانه ایست که بخواهید جریان آب را به عقب
برگردانید. سخنان و عقایدشما برای آنها چندان اثری ندارد. نه باید به
تعریف و تمجید گزافه گویانه این خودشیفتگان دل خوش کرد و نه از ملامت و
سرزنش های آنها رنجید. شما بیش از یک وسیله برای این افراد نیستید.
درعرض 24 ساعت، در چشمان آنها از بهترین آدمها به بدترین آنها تبدیل می
شوید.
افراد خود شیفته نمی توانند زیاد روابط عاطفی نزدیکی داشته باشند. آنها انسان های خود خواه، بی وفا و تشنه قدرت هستند.
آنها ابتدا در جلد انسانهای جذاب برای جذب شکار خود وارد صحنه می شوند و بعد از رسیدن به اهداف خود 180 درجه تغییر جهت می دهند.
طبق آمارهای بدست آمده، مردان بیشتر از زنان به دام خود شیفتگی پرتاب می شوند.
معمولاً کسانی در دام خودشیفتگان می افتند که از عقیده و اعتماد به نفسی کافی بر خوددار نیستند.
در
افسانه های قدیمی یونان داستانی آمده که مردی از فرط عشق ورزیدن بخود
نتوانست به کس دیگری عشق بورزد. او عاشق تصویر رؤیایی که برای خود ساخته
بود شده بود. در حقیقت عاشق و مشعوق در یک کالبد انسانی قرار گرفته بودند.
یکروز
در کنار یک دریاچه تصویر خود را در آب دید و چنان جذب و مدهوش این تصویر
شد که خود را در آغوش این تصویر رؤیایی در آب انداخت و غرق شد. او خود را
فدای تصویر رؤیایی خود کرد. اسم او «نارسیوس» بود و واژه یعنی خود شیفتگی
از نام این شخص گرفته شده است
لینک ثابت | نوشته
شده در یکشنبه
1387/12/04ساعت توسط دکتر
|
::::
عناوین آخرین مطالب وبلاگ ::::