تبليغاتX
:: روح و روان ::

       darmaan.ir


<مقالات روانشناسی منتخب از وب>

وصال عاطفی ز گهواره تا مرگ

«سورن کرک ریگارد» در جائی از آثار خود درباره ی شکل گیری «خویشتن» به برخورد و تقابل سه جفت متضاد یعنی:
نا محدود    ــــــــ محدود،
ممکن    ــــــــــ ضرورت،
لایتناهی    ــــــــ تناهی
و سیر دیالکتیکی و جاری که در تقابل این دو کشش ایجاد می شود و اشاره می کند و می گوید «خویشتن» پویا حاصل این تقابل تکاملی است، ولی شرط  نهائی این است که دو ضد، دو متفاوت، دو تقابل هنوز رابطه را حفظ کنند. یکسویه شدن هر یک از این متضادها نوعی فلاکت زدگی روحی ایجاد می کند.
لذا رابطه و حفظ رابطه در حضور تفاوت ها شرط وصال و یکپارچگی  «خویشتن» است و همان طور فراهم ساز «وصال عاطفی».
حالا بگذارید به قصه آغازین این نوشتار، یعنی قصه زال و سام بپردازیم و بازگو کنیم که چون زالِ سپید موی از مادر زاده شد، سام  طاقت تحمل این «کودک  متفاوت» را نداشت و لذا پسر خود را به دامنه البرز کوه سپرد که طعمه ی وحوش شود.
سیمرغ، زال را به آشیانه ی خود برد و تفاوت و ناآشنائی او را جذاب یافت و در توجه به این موجود متفاوت «وصال عاطفی» رخ داد و سیمرغ به پرورش زال پرداخت و نتیجه ی این «دیگر پذیری»، تولد پهلوانی نیک اندیش و حقیقت جوی که به مردم مهر می ورزد و در راه رفاه و سربلندی آنان با بدی و پلیدی در می افتد.  این پهلوان آنچنان گشاده دل و یکپارچه است که پس از شنیدن قصه ی بی مهری پدر، حتی به او نیز مهر می ورزد و حرمت او را پاس می دارد و حاصل عشق او به رودابه، تولد رستم، پهلوان ایران زمین است.
در قصه ی سام و زال، فردوسی که از خردی برتر بهره مند است، کوشیده که از دل تفاوت، نیکی و «فره وهَشی» بیآفریند و اسباب این رشد و بلوغ را به دست پذیرش و «وصال عاطفی» می سپارد.  و سیمرغ را که سمبل و انگاره ی حقیقت محض و در ادبیات عرفانی ذات حق است، وسیله ی این وصال قرار می دهد.
سری به منطق الطیر عطار بزنیم و قصه مرغان را دنبال کنیم.  آنجا که گردهم می آیند تا پادشاهی برای خود انتخاب کنند، و هُدهُد خبر میدهد که پادشاه ما در کوه قاف زندگی می کند و ما فقط باید به جستجوی او برویم.
در سفر مرغان، پرندگان در هر وادی باید با مانعی که در درون آنهاست و نه در بیرون، خود را به سمت یکپارچگی ببرند و وقتی فقط «سی مرغ» از هزاران مرغ به درگاه سیمرغ می رسند و پرده کنار می رود، «سی مرغ» در آینه تصویر خود را می بینند و این «وصال» که در درون صورت گرفته در بیرون انعکاس پیدا می کند.
دوباره به تجربه «عشق» بر میگردیم و گفته «سورن کرکگارد» که می گوید:  تجربه ی عشق به وحدت و تولد «خویشتن» منجر می شود و ما را به «وصال» خود و ارتباط با هستی می کشاند.   و انسان «واصل به خویشتن»، با جهان و جهانیان مهربان است و لذا از تفاوت نمی هراسد.
عشق او، با هر آنچه که با او رابطه دارد، بر بیم و هراس او از تفاوت می چربد و او را به ستیز و نابودی «متفاوت» نمی کشاند.
«خویشتن یکپارچه» جهان را یکپارچه می بیند و کثرتی که در جهان است ،جلوه هایی از یک واحد پیوسته می داند و لذا همانی می شود که سعدی گفته:
بنی آدم اعضای یک پیکرند   
که در آفرینش ز یک گوهرند
چو عضوی به درد آورد روزگار  
دگر عضوها را نماند قرار
تفسیر این بیان چیزی جز آن نیست که جهان با هر چه در آن است در «رابطه» قرار دارد و «رابطه» عنصر پیوند است، و هر کس که ویژگی های رابطه ی سالم را بهتر بشناسد، در جهانی آرام تر زندگی می کند.

سئوالی بجاست اگر بپرسید چرا؟
یکی از کشفیات بسیار مفید و جامع «فروید» در دنیای روانکاوی، نظریه ی خوشیفتگی او بود  .
برای فروید «لبیدو» یا شوق و انگیزه زندگی وقتی از بیرون و دنیای بیرون جدا می شود و به «من» معطوف می گردد، گرایشی را در فرد بوجود می آورد که همان «خود شیفتگی» است.  اگر چه «فروید» به این مسئله اشاره کرد که در نوزادی که هنوز کودک رابطه ای با دنیای بیرون ندارد، خودشیفتگی طبیعی بر کودک تسلط کامل دارد، ولی پرورش بهنجار کودک، وسعت و شدت روابط خویش را با دنیای بیرون افزایش می دهد، و در انسان سالم بتدریج این توجه از «من» کاسته و بر «ما» و تجربه ی مائی افزوده می گردد.
«فروید» اعتقاد دارد، رشد روانی کودک بتدریج او را به مرحله ی ادراک یک عالم بیرونی و متغیر و آغاز کشف موضوعات و «دیگران» می کشاند و کودک کم کم از مرحله ی «من  جهانی» به دنیای «غیر من» علاقمند می گردد. و از این طریق بتدریج به حکم ضرورت، «خود محوری» و خود شیفتگی کودک به مرحله ی والاتر «عشق عینی» بدَل می گردد، و این تکامل تا پایان عمر ادامه خواهد داشت.
جالب است که تعریف عرفانی و تجریه ی عارفانه را نیز فقط دو گام می دانند و می گویند عرفان یعنی:
یک قدم بر فرق خود نِه            یک قدم در کوی دوست
لذا اگر طبیعت انسان در جستجوی تجربه ی عاشقانه است و تجریه ی عاشقانه در گرو کاستن از خودپرستی و خود شیفتگی، روابط سالم فضای مناسب، تجربه ی مائی و لذا آرامش دل است.
لینک ثابت | نوشته شده در  یکشنبه 1387/12/18ساعت   توسط دکتر  | 
:::: عناوین آخرین مطالب وبلاگ ::::
All Rights Reserved 2008 © www.mohajertanha.ir

کلیه حقوق این سایت محفوظ است