طنز و حکایت 1
نکته مثبت هفته
مشکلات زندگی برای نابود کردنت نیومدن؛ اونها اومدن تا بهت کمک کنن تواناییهاتو کشف کنی.
حکایت هفته
«نظریه پیدایش دود»
میلیونها سال پیش، آن زمان که هنوز نه زمینی بود، نه ستارهای و نه کهکشانی، همهجا را گازی فرا گرفته بود؛ گازی رقیق که به طرز مشکوکی داشت متراکم میشد. کمکمک این گاز سرد و سردتر شد تا به شکل مه دودی درآمد که هرچه در آن زل میزدی چیزی روئت نمیشد. فقط خودش بود و بس؛ حضور مهیب و بیشکلی که چشم را میسوزاند و مغز را به سوت ممتد مبتلا میکرد.
اصحاب دودیه و عالمان اعظم آنها معتقدند که گرایش بشر به انواع دود و بخارات مشابه به دلیل منشأ دودآلود خود عالم است که منخرین آدم را به یاد دودستان میاندازد. ادعای جفنگی است، ولی مثل خیلی ادعاهای شبهعلمی دیگر نه میشود قبولش کرد، نه دربست ردش نمود. آنها به ضرس قاطع میگویند دودزدگی انسان نه نشانه بیماری که عین صحت و سلامت اوست و اصلاً ما آفریده شدهایم تا بیوقفه گازهای متعفنی از خود صادر کنیم که بدون وجود آنها کمیت چرخه حیات میلنگد. آقایان برای اثبات ادعایشان میگویند اگر انسان در هر دم کلی اکسیژن بالا میکشد چه باک! بهجایش در هر بازدم تا دلت بخواهد دیاکسید کربن تحویل طبیعت میدهد و این یعنی بشر بالتخم و التحقیق موجودی آلاینده است. از سویی، اگر طبیعت خودش طرفدار محیط زیست بود، چرا اینهمه جوش و دمل ریز و درشت تحت عنوان گدازه چال و آتشفشان روی زمین علم کرده است. البته اسافیل دود به روی خودشان نمیآورند که دودکشهای طبیعی زمین مدتهاست که سعهصدر نشان میدهند و گاه و بیگاه جز تکسرفهای نمیکنند که آنهم در مقابل حجم رینش اگزوزها و بخارات ساطع شده از آلات رفیعه کارخانههای آنها پف کودکی نابالغ در میان خرناس شیرهکشهای حرفهای است. با این وصف درست است که میگویند در ابتدا دود بود … ولی الحق و الانصاف اینطوری نبود.
منبع: (دودشناسی، میم. ارجمند. تهران؛ نشر پیکان، 1384)
«سفر مطمئن»
کمال تشکر میگفت: از این به بعد میخواهم با شتر به مسافرت بروم. کمال تعجب گفت: گذشتهگرا شدهای. علتش چیست؟
کمال تشکر گفت: علتش این است که شتر موتور ندارد، درنتیجه دچار نقص فنی نمیشود و سقوط هم نمیکند. کمال تعجب گفت: سقوط نمیکند، ولی سقط که میشود.
کمال تشکر گفت: عیبی ندارد زیاد خطرناک نیست. از این گذشته موتور هوا را هم آلوده میکند. کمال تعجب گفت: شتر هم زمین را آلوده میکند؛ چنانکه افتد و دانی.
کمال تشکر گفت: بازهم عیبی ندارد، این آلودگی باعث تقویت زمینهای زراعی میشود.
منبع: (کمال تعجب!!!!، عمران صلاحی. تهران؛ نشر پوینده، 1386)
لطیفههای هفته
- داشتیم با زنم کشتی میدیدیم بهش گفتم امشب این کشتیگیر طلا میگیره. … گفت: تو برایم چی میگیری؟! … اصلاً نمیشود با خانمها از طلا حرف زد!
- یکبار آمدم از موضع قدرت با پدرم صحبت کنم … گفتم یا برای من ماشین میخری یا من خانه را ترک میکنم … گفت دمت گرم رفتی کلیدت را بگذار سر اُپِن برای خواهرت!
- خیلی حالم گرفته بود، با بابام دردِدل میگفتم: حالم از خودم به هم میخورد! … گفت ببین ما دیگر چه زجری میکشیم!
- آرزو میکنم پول تو کیفتان مثل ابروها و سبیلهایتان باشد تا برمیدارید فردایش در آمده باشد … خدایی آرزوی قشنگی کردم بلند بگو آمین.
- خانمی داشت گوشی شوهرش را چک میکرد که یک پیغام آمد از اژدر راننده خاور: … عزیزم داری میای برایم شکلات هم بخر یادت نره، بوس!
- یکبار هم بابام عصبانی شد داد زد: «از ارث محرومت میکنم»، … بعد دوتایی اینقدر خندیدیم که کدورتها برطرف شد.
نکته هفته
توقعاتی که از دیگران داریم، میلههایی هستند که با آن فقس خودمان را میسازیم.
نقلقول هفته
ابوعلی سینا: باید درک کرد و دوست داشت نه اینکه دوست داشت و درک کرد.
ضربالمثل هفته
پارسی: شکر نعمت نعمتت افزون کند، کفر نعمت از کفت بیرون کند.
چینی: کمرنگترین جوهر بهتر از قویترین حافظه است.
شعر طنز هفته
«زیاد است …»
در کشور ما آنچه که کم نیست زیاد است
یا اینکه کم است آنچه که در لیست زیاد است
افعال سوالیه که با حرف «چ» داریم
مانند چسان، چون و چرا، چیست زیاد است
جر حرف «چ» با حرف «ک» هم قید سؤالی
مانند کدامین و کجا، کیست زیاد است
ماییم و سه تا عقدی و ده صیغه موقت
زیرآبی اگر میروی از بیست، زیاد است
وقتیکه دچار غم و ویرانی و دردی
یک روز اگر از عمر تو باقیست زیاد است

