چرا «تفکر نقاد» را باید یاد گرفت و به فرزندان آموزش داد؟

101016 teachingthinking2 - چرا «تفکر نقاد» را باید یاد گرفت و به فرزندان آموزش داد؟

ویژگی‌های افرادی که دارای تفکر نقادانه هستند:

  • روحیه‌ی پرسشگری دارند.
  • خود نقد پذیرند.
  • داوری و قضاوت آن‌‌ها ‌به دور از تعصب و لجبازی است. 
  • هر چیزی را به سادگی و بدون تفکر، نه می‌پذیرند و نه رد می‌کنند.  
  • از منابع مختلف اطلاعات مناسب و دقیقی درباره موضوع مورد نقد به دست می‌آورند.    
  • نسبت به مسایل دید وسیع و دقیقی دارند.   
  • به جنبه‌های مثبت و منفی مسئله توجه داشته و یک‌سونگر نیستند.  
  • قدرت تجزیه و تحلیل و استنتاج موضوعات مختلف را دارند. 
  • با ذهن باز و متفکرانه نسبت به مسایل اظهار نظر می‌کنند.
  • معمولاً قدرت تشخیص درست از نادرست را دارند.
  • گوینده‌ای متفکر و منطقی و شنونده‌ای فعال هستند.  
  • در حین این که کل موضوع را در نظر می‌گیرند، به جزئیات نیز توجه می‌کنند.
  • به این مسئله واقفند که ممکن است حرف یا راه حل دیگران یا خودشان همیشه درست نباشد.   
  • چون به عاقبت کار می‌اندیشند، معمولاً فریب وعده‌های دیگران را ‌نمی‌خورند.
  • معمولاً به راحتی جذب گروه‌ها و افراد ‌نمی‌شوند. 

توصیه‌هایی به منظور تقویت مهارت تفکر نقاد در کودکان و نوجوانان

۱) تفکر: پیش ازتصمیم‌گیری و یا انجام هر اقدا‌‌می ‌به خود فرصت تفکر و تامل دهید. بدین منظور بهتر است با عجله تصمیم نگیرید و فورا اقدام نکنید، بلکه به خود فرصت دهید تا بتوانید فکر کنید. بهترین کار تأمل و تفکر است، یعنی  برای مدتی تصمیم‌گیری را به عقب بیندازید تا در این مدت بهتر بتوانید فکر کنید.               

۲) بررسی جوانب مختلف موضوع: ابعاد مختلف موضوع را بررسی کنید. نکات مبهم یا متناقض را بیرون بکشید و مثبت و منفی‌های آنرا مرور کنید.

۳) پرسش در مورد هر یک از ابعاد موضوع: درباره موضوع، سؤالاتی مطرح کنید. ایجاد پرسش به وضوح و روشنی موضوع کمک خواهد کرد. 

۴) توجه همه جانبه به فرضیات متفاوت: افکار، عقاید، فرضیه‌‌ها ‌و احتمالات دیگر را نیز مورد توجه قرار دهید. در این مرحله، فرد احتمالات و فرضیه‌های دیگری را مطرح ‌‌می‌کند. این فرضیه‌‌ها ‌با «شاید»، «ممکن است» و … مطرح ‌‌ می‌شوند و فرد آنها را مورد آزمایش و بررسی قرار ‌‌می‌دهد تا درستی یا نادرستی آنها روشن شود. 

۵) جمع آوری اطلاعات: در این زمینه ‌‌می‌توانید با دیگران نیز مشورت کنید و از آنان راهنمایی بخواهید، یا از آنان بخواهید که شما را به افرادی معرفی کنند که درباره موضوع مورد نظر شما اطلاعات بیشتری دارند یا بهتر ‌‌می‌توانند شما را راهنمایی کنند. 

۶) آنچه را که به دست آورده‌اید بررسی کنید و ابعاد مختلف موضوع را بسنجید: پیامدهای مختلف هر یک ازابعاد موضوع را ارزیابی کنید. برای این کار روش تفکرِ «اگر….آن گاه…..» بسیار کمک‌کننده است.

ارزیابی کنید که : 

اگر این کار را انجام دهم، آنگاه آیا :

خودم آسیب نمی‌بینم؟

دیگری آسیب نمی‌بیند؟

جامعه آسیب نمی‌‌بیند؟

آیا به خانواده‌ام می‌توانم بگویم که چنین کاری کرده‌ام؟

اگر حتی جواب یکی از سه سؤال اول آری و جواب سؤال آخر نه است، آن رفتار یا تصمیم، ناسالم و نادرست است و بنابراین بهتر است آن اقدام را انجام ندهید.

براساس نتیجه‌ی تفکر و بررسی خود تصمیم بگیرید و اقدام مناسب را انجام دهید.

پرسشگری سقراطی و پرورش تفکر نقاد

همانطور که در مبحث بالا توضیح داده شد، انسان برای زندگی در دنیای پرچالش و پرتحول امروز نیازمند مهارت‌های فکریِ سطح بالاست. از جمله‌ی این مهارت‌‌ها ‌تفکر نقاد است که به تعبیری فرایند تفکر درباره‌ی ارزیابی هوشیارانه‌ی فرد از افکار خود است. چنین مهارتی تنها از طریق آموزش و تمرین قابل دستیابی است.

یکی از قدیمی‌ترین و درعین حال کارآمدترین روش‌‌ها ‌برای آموزش تفکر نقاد «پرسشگری سقراطی» است. روش سقراطی که به نام‌هایی چون روش افلاطونی، تلنخوس (بازجویی) و دیالکتیک (جدل) نیز خوانده شده، روشی برای مباحثه ‌است که بر اساس سوال و جواب متوالی و هدفمند بنا شده، به طوری ‌که با اختیار موضع طرف مقابل، ابتدا موافقت و همراهی او جلب شود و سپس تناقضات استدلال‌های او آشکار و با استفاده از موضع خودِ شخص، ادعایش رد شود.

پرسشگری سقراطی : کنجکاوی با صدای بلند درباره درستی و معنا

بحث سقراطی با ترغیب افراد به کاستن از سرعت فکر کردنشان و دقیق شدن روی آن، به آنان فرصت ‌‌می‌دهد تا ایده‌های خود را –باورهایی که به طور خودجوش پیدا کرده‌اند و آنهایی که آموخته‌اند– بپرورانند و محک بزنند.

بدین ترتیب، افراد می‌توانند باورهای خود را به صورت دیدگاهی یکدست‌تر و پرورده‌تر دربیاورند. پرسشگری سقراطی ما را ملزم ‌‌می‌‌کند به جدی گرفتن آنچه ‌‌ می‌گوییم و می‌اندیشیم : معنای آن و اهمیتش، رابطه‌اش با دیگر باورها، چگونگی محک زدن آنها، واینکه تا چه حد و از چه نظر درست یا معقول‌اند.

افرادی که درباره معنا و درستی گفته‌‌ها ‌فکر ‌‌می‌کنند ‌‌می‌توانند این کنجکاوی را در قالب پرسش‌های استنطاقی بیان کنند. به وسیله کنجکاوی با صدای بلند، هم علاقه و احترام به فکر دیگران نشان داده می‌شود و هم اقدام‌های تحلیلی ایجاد می‌شود. بحث سقراطی این پیام روشن را به ما می‌دهد که انتظار می‌رود فکر کنیم و باورهای همه کس را جدی بگیریم.

مبنای پرسشگری سقراطی این ایده است که هر تفکری یک منطق یا ساختار دارد و هر تک‌گزاره فقط تا حدودی تفکر نهفته در خود را آشکار ‌‌می‌کند و قصد آن نمودار کردن منطق تفکر فرد است. استفاده از پرسشگری سقراطی بر این نکته‌‌ها ‌دلالت ‌‌می‌کند:

هر تفکر مفروضاتی دارد؛ ادعاهایی مطرح ‌‌می‌کند یا معنایی ‌می‌آفریند؛ دلالت‌های ضمنی و پیامدهایی دارد؛ روی بعضی چیزها متمرکز می‌شود و چیزهای دیگر را به پس‌زمینه می‌راند، بعضی مفاهیم یا ایده‌‌ها ‌را به کار ‌‌می‌گیرد و بعضی دیگر را نه. بعضی ملاک‌‌ها ‌را به کار می‌گیرد و بعضی دیگر را نه؛ به چه نسبت روشن یا مبهم است.

از این پرسش‌ها می‌توان در یک گروه بزرگ، در گروه‌های کوچک، دو نفره و حتی به تنهایی استفاده کرد. آنها را می‌توان با قصدهای مختلف مطرح کرد. نقطه اشتراک همه صورت‌‌ها ‌این است که تفکر یک انسان در نتیجه پرسیدنِ سؤالهای استنطاقی و برانگیزاننده پرورش ‌‌می‌یابد..

انواع سه‌گانه بحث سقراطی

پرسشگری سقراطی را می‌توان به سه صورت کلی دسته‌بندی کرد و سه نوع زمینه چینی اولیه برای آن درنظر گرفت

  • خودجوش یا برنامه‌ریزی نشده

ما باید کنجکاوی و حیرتمان را همواره زنده نگه داریم. اگر چنین کنیم، موقعیت‌های بسیاری پیش خواهد آمد که خودبه‌خود خواهیم پرسید منظور چیست و بررسی خواهیم کرد که از کجا می‌توانیم بفهمیم درست است یا نه. مثلا اگر کسی بگوید قسمت اعظم فضا تهی است، ما خودبه‌خود برانگیخته ‌‌می‌شویم بی‌درنگ سوال کنیم این چه معنایی می‌تواند داشته باشد و ما از کجا ‌‌می‌توانیم بفهمیم. این گونه بحث‌های خودجوش شیوه‌هایی از گوش دادن نقادانه و نیز بررسی باورهای بیان شده را در اختیار می‌گذارد.

اگر گفته‌ای سؤال برانگیز، گمراه کننده، یا نادرست به نظر برسد، پرسشگری سقراطی راهی برای کمک پیش پا می‌گذارد.

بحث سقراطی خودجوش به ویژه وقتی مفید از کار در ‌‌می‌آید که ما به یک قضیه علاقه‌مند شویم، مسئله مهمی ‌را مطرح کنیم، درحال درک بینشی نو قرار گیریم و یا وقتی که بحث به بن‌بست‌‌ می‌رسد یا آشفته یا خصومت‌آمیز می‌شود.

پرسشگری سقراطی زمانی است که بایستی به طور مؤثر با مسئله برخورد کرد، به تلفیق و گسترش بینش کمک کرد، بحث مسئله‌سازی را پیش برد، آنچه را که گیج کننده به نظر میرسد روشن کرد یا سروسامان داد و دلسردی یا خشم را برطرف نمود.

با این که بحثِ خودجوش، بنا به تعریف، برنامه‌ریزی قبلی ندارد، افراد ‌‌می‌توانند از طریق آشنا شدن با پرسش‌های سقراطیِ عام و مطرح کردن پرسش‌های پی‌گیرانه و دادن پاسخ‌های ترغیب‌کننده و مفید، خود را آماده کنند.

اگر مثال، شاهد یا دلیل بخواهید، مثال نقض بیاورید، از بقیه بپرسید آیا با نکته مطرح‌شده موافق‌اند یا خیر.

از متداول‌ترین اقدامات اولیه برای این نوع پرسشگری اینست که موارد مشابهی را مطرح کنید، بخواهید نظرهای مخالف را بازگو کنند، پاسخ‌‌ها ‌را به طور روشن و خلاصه بازگو کنید و به جمع‌بندی برسید.

  • پرسشگری اکتشافی

پرسشگری اکتشافی به روش سقراطی برای زمانی مناسب است که بخواهیم بفهمیم افراد چه ‌‌می‌دانند یا چه فکر می‌کنند و می‌خواهیم تفکر بقیه را درباره موضوع‌های متنوع واکاوی کنیم.

با استفاده از این نوع پرسش‌ها، می‌توانیم حوزه‌‌ها ‌یا موضوع‌های مورد علاقه‌مان را کشف کنیم، یا پی‌ببریم که کجا و چطور موضوعات را در باورهای خود تلفیق کرده‌ایم.

‌‌ می‌توانیم یک قضیه مطرح شده در بحث را درنظر بگیریم و دیدگاه شخصی خود را بیان کرده یا آنها را گروه‌بندی کنیم و درباره آن قضیه یا مطلب بحث کنیم. ما با این نوع پرسشگری سقراطی صرفاً نه یک موضوع یا مفهوم، که دامنه وسیعی از موضوع‌‌ها ‌و مفاهیمِ به هم مرتبط را مطرح و کندوکاو ‌‌می‌کنیم.

این نیازمند کمترین برنامه‌ریزی است. نظم یا ساختاری نسبتاً آزاد دارد. برای زمینه چینی‌‌ می‌توانید چند پرسش کلی  از پیش آماده داشته باشید تا در وقت مناسب با درنظرگرفتن مبحث یا موضوع، موضوع‌های مرتبط و مفاهیم کلیدی را مطرح کنید. همچنین می‌توانید با پیش‌بینی محتمل‌ترین پاسخ‌ها و آماده‌کردن چند پرسش پی‌گیرانه مقدمات کار را فراهم کنید. با این حال، به یاد داشته باشید که وقتی فکر برانگیخته شود به هیچ وجه نمی‌‌توان دقیقاً پیش‌بینی  کرد که بحث به کجا کشیده خواهد شد.

  • پرسشگری متمرکز / هدفمند

بیشتر اوقات، رویکرد ما در بررسی موضوعات پوشش دادن حوزه‌‌ها ‌و موضوع‌های خاص است. این زمان مناسبی برای پرسش سقراطی هدفمند است.

برای  کندوکاوِ واقعاً عمیقِ یک موضوع یا مفهوم و برای واداشتن افراد به روشن‌سازی، دسته‌بندی، تحلیل و ارزشیابی افکار و دیدگاه‌ها، تمیز دادن معلوم‌‌ها ‌از مجهول‌‌ها ‌و ترکیب عوامل و اطلاعات مربوط، می‌توان آنها را درگیر یک بحث مبسوط و هدفمند کرد. 

این نوع بحث به ما فرصت می‌دهد تا بنیادی‌ترین مفروضات خود را از زوایای مختلف و با توجه به دورترین دلالت‌های ضمنی و پیامدهای آنها وارسی کنیم. این بحث‌‌ها ‌تجربه درگیر شدن در یک بحث مبسوط، سامان یافته و منسجم را می‌دهد؛ بحثی که کشف، پروراندن و به اشتراک گذاشتن ایده‌‌ها ‌و بینش‌‌ها ‌را در طی آن تجربه ‌‌می‌کنیم.

این مستلزم برنامه‌ریزی قبلی یا تفکر دقیق درباره دیدگاه‌های ممکن نسبت به موضوع، نتیجه‌گیری، مفاهیم مسئله‌ساز، دلالت‌ها و پیامدهاست. برای آمادگی بیشتر ‌‌می‌توانید درباره موضوع‌های مرتبط با قضیه فکر کنید: روش‌ها، معیارها، تمایزها، مفاهیم بنیادین، و روابط متقابل.

هر سه نوع بحث سقراطی مستلزم فراگیری هنرِ پرسشگری است و ما را ملزم به آشنا شدن با انواع و اقسام اقدام‌های فکری و حساس شدن به زمان مناسب برای پرسیدن سؤال‌های مناسب ‌‌ می‌کند، هرچند که به سختی  ‌‌می‌توان گفت برای هر موقعیت خاص چه سؤالی بهترین است.

دسته‌بندی پرسش‌های سقراطی یا روشنگر

– پرسش‌هایی که مفروضات را می‌کاوند: چه چیزی را فرض گرفته‌ای؟ به نظرم فرض کرده‌ای که …  منظورت از … چیست؟  چه ‌‌می‌خواهی بگویی؟ حرف اصلی‌ات چیست؟ …. چه ربطی به …. دارد؟  ‌می‌توانی طور دیگری آن را مطرح کنی؟ می‌توانی برایم یک مثال بزنی؟

آیا درست فهمیده‌ام؟  آیا همیشه همین طور است؟ چرا فکر ‌‌می‌کنی این فرض در اینجا صادق است؟

– پرسش‌هایی که دلایل، شواهد و علت‌ها ‌را ‌‌می‌کاوند: دلایل تو برای گفتن این حرف چیست؟ چه اطلاعات دیگری  لازم است داشته باشیم؟ آیا این دلایل کافی است؟  فکر می‌کنی علت چیست؟ چرا این را گفتی؟ آیا شاهدی  برای این ادعا داری؟ با چه استدلالی به این نتیجه رسیدی؟ چه چیزی تو را به این باور رساند؟

– پرسش درمورد نظرها یا دیدگاهها: به نظر می‌رسد از زاویه دیگری به قضیه نگاه ‌‌ می‌‌کنی. چرا این دیدگاه را به جای  آن یکی برگزیدی؟ گروه‌‌ها ‌و آدم‌های دیگر چطور به این قضیه واکنش نشان خواهند داد؟ چرا؟ چه چیزی آنها را تحت تأثیر قرار ‌‌می‌دهد؟ اگر کسی فلان ایراد را وارد کند، چه پاسخی  ‌می‌دهی؟ کسی که مخالف این باشد چه خواهد گفت؟

 – پرسش‌هایی که دلالت‌های ضمنی و پیامدها را ‌‌می‌کاوند: می‌خواهی چه نتیجه‌ای از این حرف بگیری؟ وقتی که ‌‌می‌گویی …، آیا ‌‌ می‌خواهی این را برسانی که … ؟ آیا چنین چیزی لزوماً رخ ‌‌می‌دهد یا فقط احتمال دارد رخ بدهد؟ گزینه دیگر چیست؟ 

– پرسش درمورد مسئله:  از کجا می‌توانیم بفهمیم؟ چطور ‌‌می‌توان این مسئله را حل‌و‌فصل کرد؟ آیا پاسخ دادن به این سؤال آسان است یا سخت؟ چرا؟ آیا این قضیه همانند … است؟  چرا این مسئله مهم است؟ برای پاسخ دادن به این سؤال اول باید به چه سؤال‌های دیگری پاسخ داد؟

دیدگاهتان را بنویسید