چگونه خانواده خود را به محل آرامش، رشد و سلامتی تبدیل کنیم؟

011 - چگونه خانواده خود را به محل آرامش، رشد و سلامتی تبدیل کنیم؟

خانواده به‌عنوان واحدی عاطفی ـ اجتماعی هم می‌تواند کانون آرامش و منبع سلامت و رشد بوده و هم می‌تواند به یک مرکز پاتولوژی و آسیب تبدیل شود.

خانواده نقش مهمی در رشد شخصیت و تأمین بهداشت روانی افراد دارد. اغلب افرادی که فاقد سلامت روانی هستند از خانواده‌های ناسالم برخواسته‌اند؛ بنابراین می‌توان گفت ارتکاب جرائم، اختلالات رفتاری و شخصیتی، انواع بیماری‌های روحی روانی، مشکلات کودکان و نوجوانان و نیز بسیاری از ناهنجاری‌های فردی و اجتماعی، می‌تواند ریشه در مسائل و مشکلات خانواده‌ها داشته باشد. در این راستا ضروری است که ویژگی‌های خانواده سلامت و خانواده بیمار بررسی شده و عواملی که مخل بهداشت روانی خانواده‌ها هستند شناسایی و روش‌های مقابله با آن‌ها توصیه گردد. روشن است عدم تأمین بهداشت روانی خانواده، تلاش‌های فردی برای رسیدن به اهداف و پیشرفته‌های فردی و اجتماعی را با مانع روبه‌رو خواهد ساخت.

ویژگی‌های خانواده سلامت

یک خانوادۀ سالم مشکلات خود را بررسی، ارزیابی و در زمان‌بندی‌های خاص حل می‌کنند و وقتی اتفاق و مشکلی در خانواده رخ می‌دهد از مچ‌گیری و جستجوی فرد گناهکار خودداری کرده و تغییر و حل مسئله را ابتدا از خود شروع می‌کنند. در حالی که در خانواده‌های مشکل‌دار وقتی مشکلی رخ می‌دهد آن را به گردن یکدیگر می‌اندازند و در آخر یک نفر که ضعیف‌تر است و نمی‌تواند از خود دفاع کند باید بار همه گناهان و مشکلات را به دوش بکشد.

خانواده‌های سالم شیوه‌های رفتاری ناموفق در حل مشکلات را رها ساخته و به جستجوی استراتژی‌های نو و خلّاق می‌پردازند، در حالی که خانواده‌های مشکل‌دار یا به انکار مشکل می‌پردازند یا سعی می‌کنند آن را بر اساس منطق روزمره و شیوه‌های ناکارآمد و هیجانی حل کنند.

در خانواده سالم خصومت و کشمکش میان اعضا انکار نمی‌شود، درخواست‌ها و موضوعات به شکل مبهم و چندپهلو مطرح نمی‌شوند، بلکه به شیوه‌ای واضح بیان می‌گردند و برای رفع آن وارد مذاکره و گفت‌وگو می‌شوند.

در خانواده سالم آزادی فکر و اندیشه، آزادی احساس کردن، آزادی انتخاب و تصمیم‌گیری و آزادی گفت‌وگو بین اعضای خانواده دیده می‌شود.

در خانواده‌های سالم نوعی سازمان‌دهی و سلسه‌مراتب در مرزهای بین نسلی (والدین ـ فرزندان) حاکم است، امّا در خانواده‌های مشکل‌دار اغتشاش در مرزهای بین نسلی و شکل‌گیری مثلث‌های بیمارگون مشاهده می‌شود. منظور از مثلث بیمارگون این است که دو نفر از اعضای خانواده علیه یک نفر متحد می‌شوند، برای مثال، مادر و پسر علیه پدر متحد شده و جبهه‌ای را به وجود می‌آورند.

در خانواده سالم اعضا مراقب و همدل با یکدیگر هستند و به یکدیگر احترام می‌گذارند و هم‌زمان ازنظر شخصیتی استقلال خود را حفظ می‌کنند.

در خانواده‌های سالم طیف گسترده‌ای از احساسات مجال بروز می‌یابند. مثلاً، احساسات محبت‌آمیز همان‌گونه ابراز می‌گردند که احساسات متعارض و غمگین. در این خانواده‌ها مکانی برای مجادله و مشاجره وجود دارد. مجادله‌ها به‌سوی راه‌حل رفته و همچون آتش زیر خاکستر باقی نمی‌مانند.

و درنهایت در خانواده سلامت، ما هر سه ضلع صمیمیت، عشق و تعهد را در بین اعضا مشاهده خواهیم کرد.

ویژگی‌ها و مشخصات خانواده ناسالم

انکار: این قبیل خانواده‌ها مشکل خود را انکار می‌کنند. به همین دلیل، مسائل آنان هیچ‌گاه حل نمی‌شود.

خلأ صمیمیت: صمیمیت از میان اعضا رخت بربسته است.

نقش‌های بدون انعطاف: اجبار و الزام در این خانواده‌ها سرسام‌آور است. فرزندان حقانیت خود را به خاطر فرزند بودن از دست می‌دهند.

مرزهای نامشخص: همه افراد به‌جای یکدیگر احساس می‌کنند، تصمیم می‌گیرند، فکر می‌کنند و حتی عمل می‌کنند.

فدا شدن نیازهای فردی: افراد اعضای فراموش شده هستند. نیازهای آنان برآورده نمی‌شود، تقریباً اعضا همیشه خشمگین یا غمگین هستند.

ارتباط نادرست: اعضا یا در تقابل با یکدیگر هستند یا اینکه با هم توافق کرده‌اند که با یکدیگر مخالفت نکنند (پرخاش یا سکوت).

فقدان حد و مرز: افراد برای حفظ نظام خانواده از حد و مرز شخصی خود عدول می‌کنند.

لزوم خانواده‌درمانی

آنچه در این خصوص مهم است این است که خانواده برحسب تصادف سالم یا ناسالم نمی‌شود، بلکه سلامت و نشاط یک خانواده درگرو احساس مسئولیت و آموزش مستمر اعضای آن، به‌ویژه زن و شوهر یا پدر و مادر است. روابط خانوادگی، درست مانند یک گیاه، به رسیدگی نیاز دارند.

مسلماً هر فردی می‌تواند برای تغییر به سمت مثبت تلاش کند و خود را به یک فرد سالم نزدیک کند. امّا این کار ابتدا با تصمیم‌گیری خود فرد و سپس با مشورت یک مشاور و خانواده درمانگر با سهولت بیشتری انجام می‌شود. در مواردی که خانواده‌ها از نشانه‌های نابه‌هنجاری زیادی برخوردارند، اصلاح و تغییر به سمت کمال جز با مشورت یک مشاور امکان‌پذیر نیست.

خانواده‌درمانی به موارد زیر کمک شایانی کرده و باعث رفع موانع و برگشت سلامت و آرامش در خانواده می‌شود:

رفع مقاومت‌ها و ایجاد رشد در رابطه

مصاحبه و مشاوره با اعضای خانواده باعث تقلیل مقاومت‌ها و موانعی می‌شود که بر سر رشد طبیعی اعضای خانواده قرار دارد. وقتی اعضای خانواده با مسیر رشد افراد آشنا شدند و نحوه برخورد صحیح را فرا گرفتند، دانسته‌های خود را به کار خواهند گرفت و خانواده‌ای پربارتر خواهند داشت.

کمک به برخورد مناسب در زمان به وجود آمدن یک بحران

هر خانواده در طول تاریخ خود گاهی دچار بحران می‌شود. این بحران ممکن است ناشی از شرایط اجتماعی، وضعیت اقتصادی، بیماری‌ها و حوادث غیرمنتظره باشد. در این صورت، خانواده با احساسات متضاد و گاهی مخالف مواجه می‌گردد که عملاً توان برخورد با آن را ندارد. بحران‌های مختلفی همچون جابه‌جایی از یک شهر به شهر دیگر یا مهاجرت به کشوری دیگر، مشکلات اقتصادی، تغییر یا از دست دادن شغل، وجود کودک دارای اختلال یا نوجوان ناسازگار، مرگ یا جدایی از همسر و صدها مشکل دیگر سبب بحران در خانواده می‌گردد. در چنین مواردی مشاوره خانوادگی می‌تواند به بررسی امکانات و نحوه برخورد با مشکل کمک کند.

آموزش به کودکان و نوجوانان

بسیاری از خانواده‌ها نحوه صحیح برخورد با کودکان و نوجوانان را نمی‌دانند و برخورد غیرمنطقی و گاه خصمانه با فرزندان خواهند داشت. مشاور خانواده می‌تواند به تصحیح این روابط کمک کند.

بهبود ارتباطات در درون خانواده

بعضی از همسران رابطه خوبی با یکدیگر ندارند. آن‌ها به علایق، خواسته‌ها و نیازهای همدیگر توجهی نمی‌کنند. با اینکه ازنظر قانونی با یکدیگر زندگی می‌کنند ولی ازنظر روانی از یکدیگر گسسته‌اند و اصطلاحاً «طلاق روانی» در بین آن‌ها جریان دارد. مشاور در چنین حالتی می‌تواند آنان را به داشتن رابطه‌ای باز توأم با احترام تشویق نماید، شبکه ارتباطات غلط را تصحیح نماید و آنان را در جهت مثبت و سازنده هدایت نماید.

مشاوره پیش و پس از ازدواج

از جلسات مشاوره خانوادگی می‌توان برای تدارک ازدواج مناسب استفاده کرد و به افراد برای شناخت و آشنایی بیشتر با یکدیگر کمک نمود.

آموزش و ارتقاء مهارت‌های زندگی

کمک به رشد فردی و آموزش مهارت‌های زندگی به اعضاء خانواده مثل مهارت‌های ارتباط سالم، مهارت گفت‌وگو، مهارت کنترل استرس و خشم، مهارت‌های حل مسئله و تصمیم‌گیری می‌تواند به اعضاء جهت حل مشکلاتشان کمک کرده و باعث ارتقاء سلامت و بهداشت روانی خانواده شود.

دیدگاهتان را بنویسید